داستان سکس من و. داستان سکس من و طناز

داستان سکس من و طناز

داستان سکس من و

تا ظهر با خودم کلنجاررفتم و بالاخره تصمیم خودمو گرفتم که موضوع رو به مامان بگم و ازش بخوام که برام خواستگاریش بکنه و با این تصمیم اومدم خونه که یه هو خشکم زد چون همون دختر داشت تو آشپزخونه به مامان کمک میکرد ،هنوز متوجه ورود من به خونه نشده بودن و سرشون گرم کارشون بود ،منهم با ولع تموم داشتم از کنار در چشم چرونی میکردم ،اما وقتی شاخ درآوردم که دیدم اون دختر مامانمو داره عمه صدا میکنه! از اون به بعد هر وقت هم میخواستم برم خونشون سهیلا یه بهونه ای میاورد. بالاخره مستانه رو میدیدم و میتونستم چند روزی رو 4 نفری باهم باشیم. بهرحال اون روز نشسته بودم كه ناگهان تلفن زنگ زد وگوشی روبرداشتم دیدم مستانه ست. قبلا تو تبریز بودیم ولی بخاطر بالا بودن قیمت مسكن و مشكل كاری من اومدیم تهران تا هم بتونیم آب وهوایی عوض كنیم وهم از دست مشكلات كاری ام در تبریز یه نفس راحت بكشیم. یه روز بهم گفت من حس میکنم به تو بیشتر از حسین علاقه دارم. دریاچه ی آفتاب یکی از پارکای قدیمی شهر بود که دیگه کسی نمیرفت داخلش یعنی خیلی خیلی خلوت بود. میشد با این روش اونا رو ترسوند ، اما میرفتن ننه باباشونو اگه داشتن! من علی هستم و 24 سالمه و میخواستم داستان اولین تجربه ی سکس عمرم رو براتون تعریف کنم.

Nächster

داستان کده سکسی: منو بابام

داستان سکس من و

راستش انتظار این حرکتو از یه دختر با اون رفتارا نداشتم. باورم نمی شد من ومستانه لخت روی هم دیگه هستیم وتمامی لختی بدن وپستانهایش به بدن من چسبیده. هرچی صدا زدم مامان مامان مامان … ولی نبود حالم هم خیلی بد بود. پستونای مستانه دیگه سفت ومحكم شده بود وتو دستام جا نمی شد. فک کنم بقیه ماجرارو حدس زده باشین،درسته با هزار دلشوره و سرافکندگی مجبور شدم برم پابوس زندایی الهام که دخترشو خواستگاری کنیم و نمیدونین چقدر تو مجلس خواستگاری سوتی دادم و عرق ریختم ،اصلا انتظار نداشتم با اونهمه بلایی که سر زندایی آورده بودم و بااونهمه بی توجهی که کرده بودم ،تو خونه راهم بده ،ولی برخلاف انتظار با خوشرویی تموم تحویلمون گرفت و از اول خواستگاری تا آخرش فقط از خاطرات بچگی من میگفت و میخندید و من خیس عرق میشدم ،آخرش باخنده عصاهایی رو که موقع شکستن پاش استفاده میکرده آورد و نشون داد و گفت که اینارو نگه داشته بوده تا یه روز بزنه پای زن منو بشکنه و بده به اون ،اما ظاهرا دیگه بدردش نمیخورن چون قراره دختر خودش همسرم بشه ،باشنیدن این حرف نزدیک بود بپرم بغلش کنم و بخاطر تموم بدیهایی که درحقش کردم معذرت بخوام …. نیما صمیمی ترین دوست دبیرستان من بود. بهش گفتم که برگرد و اونم برگشت و دو لا شد.

Nächster

داستان کده سکسی: منو بابام

داستان سکس من و

بسیار خوش اخلاق، دلش بدون ذره ای کینه، بیزار از غیبت یعنی گاهی بعضی خانوم های فامیل که دارن غیبت می کنن یا بحثو عوض می کنه یا خودشو به یه کار دیگه ای سرگرم میکنه خودشم که اصلا و ابدا شروع کننده نبوده، خیلی هم فداکار. در ضمن زیباست وخوش اندام و اكثر مواقع هم با لباسهای تنگ وكوتاه جلوی من میگرده وخیلی جلوی من راحته. مشغول لیسیدن شكم وناف مستانه بودم كه دیدم مستانه داره نیم تنه منو به طرف صورتش نزدیك میكنه راحت میشد حدس زد كه مستانه چی میخواد برای همین به حالت 69 روی هم خوابیدیم و فقط احساس كردم كه كیرم گرم و لزج شد. گذشت تا اینکه ساعت حدود 8 شب شد و من داشتم پای اینترنت عکس دانلود می کردم. صدا میکردن و آبروی نداشته ی منم میرفت پی کارش! راستش نمیگم بدم میومد اما هرکسی رو که پیشنهاد میکرد ،چنگی بدلم نمیزد. »منم به حرفش گوش می کردم و کیر نه چندان کوچیکم رو کاملا در میاوردم و با شدت میکردم تو کونش. اونم گفت راست میگی باشه بابا میرم.

Nächster

داستان کده سکسی: منو بابام

داستان سکس من و

» چندین بار دیگه هم از این اتفاقات بین من و خالم رخ داد اما من زیاد حساسیت نشون ندادم، تا این که با یک سایت آشنا شدم که داستانای سکسی میذاشت، چندتا داستان که خوندم نسبت به خالم احساسم عوض شد، و به نوعی بهش نظر داشتم. راهی شدیم گفتم دلم برای دریاچه ی آفتاب تنگ شده تا بریم اونجا یه دوری بزنیم. من رفتم پشت ماشین تاچایی درست کنم و اون دوتا هم که حواسم بهشون بود داشتن با هم پچ پچ میکردن. یه کم صبر کردم و شروع کردم به تلمبه زدن. من هم همزمان شروع به نوازش رانهای گرم و ترد مستانه كردم اما مثل اینكه لبهای تشنه ما سیر بشو نبود و هر دوی ما دیوانه عشقبازی هم شده بودیم. سرمو به گوش مستانه نزدیك كردم وگفتم مستانه جون دوست دارم بشاشی رو بدنم ومستانه هم فوی گفت منم همینطور. پسر خاله ام گفت گوشي را بده به خاله من هم گوشي را دادم به مادرم.

Nächster

داستان سکسی‌ و تحریک کننده: داستان دختر خاله آزیتا

داستان سکس من و

درست بود دختر قوی و درشت جسه ی بودم اما دیگه نه اینکه کسی و جا بجا کنم. وقتی مستانه وارد اتاق پذیرایی شد من از شدت هیجان قلبم شروع به تپیدن كرد. قرار شده فردا با هم بريم پيش دکتر تا ببينم چه خاکي مي تونم به سرم بريزم. بعضی مواقع احساس كردم مستانه داره زبونمو از جا می كنه وطوری آب دهان لزج خود را وارد دهانم میكرد كه نمی تونستم نفس بكشم. حدود نیم ساعتی به همین وضعیت 69 گذشت ومن همزمان كه كوس مستانه را می خوردم و گلویم رابا آب شیرین وداغ كوسش تازه وتر می كردم؛ دستانم هم بیكار نبود وهمزمان پستونهای مستانه رو می چلوند وخود مستانه هم گاهی كیرم را لای سینه هایش میگذاشت و عقب جلو میكرد و ناله میزد. سمانه با دستش کیرم رو به داخل کسش هدایت کردم. از در حال که وارد شدم کسی توی حال نبود، صدا زدم خاله؛ همگام با صدا زدن من، خاله سمانه با یک تیپ خشکل از اتاق زد بیرون، گفتم خاله چقدر خشکل شدی، گفت خودم خشکل بودم.

Nächster

سکس من و خاله الهه

داستان سکس من و

من هم تو خونه نشسته بودم وداشتم یه فیلم نیمه سكس نگاه میكردم. . که محکم زد تو گوشم و گفت مئ خواي جريان پسره را به بابات بگم مي دوني چيکارت مي کنه مي کشت. خلاصه دوستی سمانه با نرگس نزدیک و نزدیک تر می شد و رفت و آمد نرگس هم به خونه ی ما بیشتر می شد و روز ها برای مدت زیادی با هم پشت کامپیوتر میشستن. سریع کیرم رو در اوردم و جلوی کس نرگش گرفتم. تازه فهمیدم داره راجع به چی حرف میزنه، با یه لبخند خاص نگاهش کردم و گفتم: آره خیلی سخته ولی به ازای هر ثانیه که داری این سختی رو میکشی فرشته ها واست چیزای خوب مینویسن می دونم خیلی جمله ی خوبی نگفتم ولی واقعا اون لحظه هیچ چیز دیگه ای به ذهنم نرسید یه ثانیه مکث کرد و بعد با یه حالتی زیر لب با ناراحتی گفت: فرشته ها که کاری به کار من ندارن.

Nächster

داستان خواندنی من و زندایی الهام …+18

داستان سکس من و

اميدوار شدم گفتم الان دست از سرم بر مي داره که گفت: عجب کوني پس کون ميدي پدرسگ خوبه اين زري زنش که به ما کون نميده تو رو خدا برا ما فرستاده! مستانه؛ مست مست از شهوت ناله نازی كرد ومجددا پشت سرم را با دستش گرفت وبا شهوت بیشتری مجدد زبان ولبش را توی دهانم فرستاد ومحكم شروع به مكیدن كرد. خالم گفت: من تو رو حتی بیشتر از شوهرم حسین دوست دارم ولی این دوست داشتن رو با هوا و هوس اشتباه نگیر، من دوست دارم یک نوع عشق آسمانی نسبت به پسر خواهرم دارم، این عشق آسمانی هیچ وقت نمیتونه به هوس تبدیل بشود. البته با شیتنت گفتم که حالو هواش عوض شه. »همینطوری روی تخت دراز کشیده بودیم و از هم لب می گرفتیم که ده دقیقه بعد نرگس زنگ خونمون رو زد و اومد بالا. من خودم سهیلا رو دوست داشتم و میخواستمش چرا نیما! وقتی خواهر بزرگم ازدواج کرد بابام خونمون رو فروخت و رفتیم یه خونه ی دو خوابه خریدیم و اون اوایل هم سمانه با اکراه قبول کرد که با من توی یه اتاق بخوابه ولی خب بالاخره هر دوی ما به این قضیه عادت کرده بودیم ولی من بعد از این همه مدت عاشق سمانه شده بودم و هر شب بیشتر برای سکس کردن باهاش تحریک می شدم. می خواستم طعم ذره ذره بدن لخت مستانه رو با زبونم بچشم و مستی ام را دو چندان كنم. از شما چه پنهون چندین بار هم خودمونو به هم مالیدیم مثلا موقعی كه در آشپزخانه بود و یه شلوار استرج تنگ ویه مینی تاپ كوتاه پوشیده بودطوری كه سینه های خوش تراش وبرجسته اش كاملا مشخص بودوبراحتی میشد نوك سینه هاشو دید بدون اینكه به روی هم بیاریم من از پشتش رد شدم وموقع رد شدن اینطور وانمود كردم كه جا تنگه وپایین تنه ام رو نرم و آروم به با سنش مالیدم و دستانم رو به زیر بغلش بردم وبه نوك سینه هاش رسوندم واین صحنه شاید 5 ثانیه طول نكشید مستانه هم كاملا باسنش را به عقب آورد تا تماس از پایین كامل شود.

Nächster

داداش امین

داستان سکس من و

معلوم بود که بهونه ی الکی میاره و خاله فریبا بهش میگفت اینا رو بگو! ناهارو که خوردیم دایی مثل هرهفته نیومد تو اتاق من که باهام گیم بازی کنه ،گفت میخواد تلویزیون تماشاکنه ،منم ناچار رفتم نشستم تو بغلش ،اما مامان رفت اون یکی اتاق و بهم گفت که منم باهاش برم ،اما من دلم میخواست تو بغل دایی بشینم ،اما مامان اصرار کرد که برم بیرون ،قبول نکردم ،اومد که بزور ببرتم ،از دایی خواستم که کمکم کنه و نذاره که منو ببره بیرون ،اما دایی بهم گفت که بهتره به حرف مامان گوش کنم ،بازم دلم شکست ،وقتی داشتم میرفتم پای الهامو محکم لگد کردم. خواهر خوشکل من به پشت روی تختش نشسته و نرگس هم داشت یه کیر مصنوعی قرمز و تقریبا کلفت رو می کرد توی کون سمانه. اول از پشت کردم تو کسش و با هر بار ضربه تلمبه موج زیبایی رو کونش میافتاد. خلاصه اولین روز به خوبی تموم شد و صبح روز بعد بابام خاست بره دستشویی منم کمکش کردم جای سختش و خودش انجام می داد خیالم راحت شد. موضوع من از اونجا شروع که به بدن مامانم خیلی علاقه پیدا کرده بودم شاید باورتون نشه ولی من از 10 سالگی فیلم سکسی دیدم چون ماهواره داشتیم کانال xxx منم هروقت بقیه از خونه میرفتن بیرون سریع میزدم این شبکه. كمی بعد شهد شیرین كوس مستانه را داشتم می چشیدم وآنچنان با اشتها چوچوله های قرمز و ورم كرده مستانه را مك میزدم ومیخوردم كه مستانه هم كه مشغول مكیدن كیرم بود بشدت ناله می كرد ونمی تونست به ساك زدن ادامه بده. کلید برقش هم بیرون بود و من دستم از بیرون کوتاه بود! هر دومون روی هم افتادیم و نفهمیدم چند دقیقه شد ولی یه مدتی روی هم دراز کشیده بودیم که سمانه بلند شد و گفت:«این کیرو نباید تکی ازش استفاده کنم علی.

Nächster